سيد محمد دامادى
207
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
صورتِ رفعت بُوَد افلاك را * معنىِ رفعت ، روانِ پاك را صورتِ رفعت ، براىِ جسمهاست * جسمها در پيشِ معنى ، إسمهاست [ مثنوى 1 / ابيات 589 - 590 / طبع نيكلسون ص 37 ] از اين رو علّو و رفعت روح يا بحسب مكانت و شرف است و يا از جهت ذات و اين هر دو امرى معنوى است و دومين ، بلندى حقيقى و ذاتى است . ولى هيچ يك از آنها حسّى نيست . پس افلاك به صورت و به لحاظ حسّ ، داراى رفعتاند . و روح از لحاظ معنى و به لحاظ واقع به رفعت متّصف است . و چون تأثير و ظهور آثار مرتبط به معنى است بدين مناسبت جلال الدّين محمّد جسم را مانند لفظ و نام چيزى مىشمارد . زيرا لفظ هم ، منشأ اثر نيست و كسى از لفظ نان ، سير نمىشود و از تلفّظ آب تشنگىاش فرو نمىنشيند . [ شرح مثنوى شريف ج 1 صص 250 - 251 - مرحوم فروزانفر ] خورده است خدا ( قدر در نسخهء ديگر ) ز روى تعظيم : اشاره است به آيه شريفهء « لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ » اى محمّد به جان تو قسم كه اين مردم دنيا ، هميشه مست شهوات نفسانى و به حيرت و گمراهى خواهند بود . [ قرآن كريم ، سورهء « 15 » حجر آيهء 72 ] مفسّرين و أهل خبر اين آيه را دليل بر بزرگوارى و كمال تقرّب و شرف و عزّت مقام پيغمبر اسلام ( ص ) در نزد خداى تعالى مىدانند چه حقّ سبحانه در اين آيه به جان او قسم خورده است . « عبد اللّه عباس » گفت خداى تعالى هيچ خلقى نيافريد گرامىتر بر او از محمّد مصطفى ( ص ) نبينى كه به حيات هيچ كس سوگند ياد نكرد مگر به جان او « تفسير ابو الفتوح ج 3 ص 246 » به همين جهت جبرئيل در شب معراج هنگامى كه حضرتش را بر آسمانها عبور مىداد ، در تعظيم و تكريم و بزرگداشت او فرو نمىگذاشت [ حواشى منطق الطير و صناعات ادبى ص 244 ]